زن مدیر میداند که بین آنچه که او از خود سراغ دارد (تصویری که در ذهن خود ایجاد کرده) و میزان موفقیت و شکستش ارتباط مستقیم وجود دارد. او میداند که برداشت یا تصویر ذهنی از خودش اگر مثبت باشد، او را برای رسیدن به موفقیت مهیا میکند و اگر منفی باشد او را به شکست خواری و ذلت سوق میدهد.
من معتقدم که همه انسانها یک "دیگ" دارند؛ آره "دیگ"! ما در این ظرف محتویات مختلفی را ریختهایم. دیگ بعضی از ما پر از بدبینی، شک، نفرت، ارزیابی منفی و قضاوتهای غیرمنطقی است. اما دیگ یک زن مدیر، انباشته از شناخت منطقی، محبت، عشق، وفاداری، و ارزیابی منطقی است. او خودش را خوب شناخته. همین الآن اگر کاغذی بردارد و قرار باشد ویژگیهای خود را بنویسد، یک لیست نسبتا کامل هم از ویژگیهای مثبت و هم البته از ویژگیهای منفی خود را پیش روی شما میگذارد. او هم به ویژگیهای مثبت خود افتخار میکند و هم ویژگیهای منفی خود را میشناسد. تلاش میکند که اگر بتواند این ویژگیهای منفی را اصلاح کند. ولی در هر صورت، از داشتن آنها احساس خجالت و شرمندگی نمیکند. او آنها را کتمان و انکار نمیکند و یا قصد توجیه آنها را ندارد. با این شناخت مناسب از محتویات دیگ خود، به یک تصویر ذهنی منطقی دست مییابد. او نه احساس تحقیر دارد و نه دچار یک "خود قلمبه" شده است. من به این حالت میگویم "عقده خود فیل بینی".
پس زن مدیر SWOT خود را میشناسد. او میداند که اگر به جای هر کدام از این دو حالت، برای شناخت واقعی از خود تلاش کند، نقطههای مثبت و Power Pointهای خود را بشناسد و تهدیدها و Treatهایی که نکاف و خصایص منفی یا Weaknessهای او را افزایش میدهد و باعث کاهش خصائص قوی یا Strongnessهای او میشود را شناسایی کند و به دنبال علاج آنها باشد، آنگاه میتواند به نحو شایستهای از تمام فرصتها و Opportunityهای خود استفاده ببرد.
این همان مفهوم SWOT است.